|
ايرافشان مي وطن وشين ديار | ||
|
این بار شرکت راهسازی دیگر بر سر جاده ایرافشان لنگر انداخت و با گذشت بیش از 6 ماه از قرارداد این شرکت هنوز هیچ عملیات راهسازی انجام نداده اند و ماشین آلات این شرکت همچون کشتی های لنگر انداخته دریا هستند و گویا که در این مسیر جا خوش کرده اند و قصد تکان خوردن ندارند از ظاهر این قضیه معلوم هست که این راه دسترسی روستایی هرگز به اتمام نخواهد رسید و همچون سری ها قبلا وزارت راه و ترابری شرکت های دیگری را بر سر میز مناقصه خواهد کشاند و این بار شرکتی دیگر که گویا کارنامه درخشانی دارد و رزومه کاری فعالی دارد بر سر جاده ایرافشان ماشین آلات اجاره ای خود را STOP کرد و اینطور که معلوم است این شرکت قراردادی کمتر از10 سال با اداره راه و ترابری جنوب استان امضاء نکرده است که نیروهای این شرکت همچون ماشین آلات از کار افتاده اند ولی ظاهراً این شرکت خود را فعال وانموده کرده است و نیروهای دارد هرگز کارگاه را تعطیل شده نمی بینند در صورتی که این شرکت بیش از 4 ماه هست که یک متر عملیات انجام نداده اند از آخرین باری که بنده سرزده به کارگاه این شرکت رفتم آنان خود را شرکتی فعال در زمینه راهسازی در استان می داند در صورتی که این شرکت نتوانست این راه دسترسی را احداث کند آنان برعکس عملیات راهسازی را از ایرافشان به سمت آشار شروع کردند و نتوانستند بیش از 500 متر کار کنند
و توجیهات این شرکت به مردم ایرافشان مهندسین و اعضای فعال این شرکت خرابی بلدوزر را بهانه قرار داده اند و آنان می گویند این بلدوزر هیچ ایرادی ندارد یعنی این راه سحر و جاده شده و بگفته یکی از محلی ها در مسیر راهسازی از قبر یکی از بزرگان رد شده اند و یکی دیگر می گوید که این بلدوزر را چشم زده اند جای بسی تاسف است که شرکتی به این عظمت و بزرگی بلدوزری دیگر ندارد یا نمی تواند عملیات را از نقطه دیگر شروع کند و بگفته اعضا بهترین متخص های کم آوردند و ایراد را نتوانستند پیدا کنند یعنی یک بلدوزراجاره ای دیگر مثل همین یکی پیدا کند یا تعمیرش کند .................... و همچنان به انتظار بشینیم که ........... سکوت........ تا کی..... مردم دهستان ایرافشان که یکی از بزرگترین دهستان های شهرستان می باشد حق دارند از راه آسفالت همچون روستائیان دیگر که 50 خانور بیشتر نیستند بهره مند شوند ولی دهستان ایرافشان با بیش از هزار خانوار فاقد راه دسترسی آسفالت می باشد ولی دولت خدمتگذار همچنین در فکر روستائیان می باشد ولی شرکت های راهسازی هرگز به چنین موضوعاتی فکر نمی کنند و فقط به قراردادها میلیاردی راهسازی که با اداره راه منعقد می کنند و از کار مفید و کیفیت خبری نیست اصلاً از کار انجام شده خبری نیست!!!!!! چه برسد به کیفیت کار؟؟؟ [ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 16:43 ] [ قدوس ]
دختری به کورش کبیر گفت: من عاشق شما هستم. کورش به او گفت: لیاقت تو برادر من است که از من زیبا تر است و پشت سرت ایستاده است. دختر برگشت و کسی را پشت سر خود ندید. کورش به او گفت اگر عاشق بودی، پشت سرت را نگاه نمیکردی. [ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 14:53 ] [ قدوس ]
این اولین سوالی هست که به ذهن هر بومی آن منطقه میرسد؟ آیا سد شهری کور احداث می شود یا همان بلایی که وزارت راه و ترابری بر سر راه ایرافشان آورده تکرار می شود؟؟؟؟؟؟ از عملیات حفاری و نمونه برداری سنگ های اولیه دقیقاً دو سال و نیم میگذرد ولی هیچ خبری از شروع عملیات نیست در صورتی که راه دسترسی بمدت دو سال است که احداث شده است و مسیر در حد استاندارد برای ماشین های که از این نقطه مرزی می خواهند به کشور پاکستان تردد کنند یعنی آن هزینه میلیاردی، آب منطقه ای سیستان و بلوچستان فقط برای احداث راه عبور ماشین های مرز نشینان بود؟ آیا مسولین استان هیچ پیگیری نسبت به احداث این سد نکردند ؟آیا باز هم بلای هدر رفتن آبهای فصلی به کشور پاکستان تکرار می شود؟ سکوت تا کی ؟ هر روز در اخبار و جراید و دنیای مجازی خبرهای از اختصاص بودجه های میلیاردی به این ارگان ها می شنویم این بودجه ها کجا میروند و دست چرا بزرگترین پروژه های استانی در هوا معلق هستند؟ و هزاران پروژه دیگر در همین استان که از نام بردن آنها عاجزیم و دیگر عهد بستیم که هیچ نگویم که سکوت خود حکایت از نا گفته هاست کار شرکت صنعت بلوچ در این جاده مرزی به نوعی راه دسترسی به سد شهری کور در نوع خود بی نظیر بود احداث راه دسترسي به سد شهري كور به قرارداد شماره پ/212/85 مورخ 7/11/1385 (به كارفرمايي شركت سهامي آب منطقه اي استان)اجراي چهارده كيلومترخاكبرداري(انفجاري -سنگي) معادل 760.000 متر مكعب احداث 58 دستگاه پل (1 دهانه دو متري الي 5 دهانه 8 متري) اجراي خاكريزي به طول 14 كيلومتر در لايه هاي مختلف به متراژ 250.000 متر مكعب – اجراي لايه اساس بطول 14 كيلومتر- اجراي آسفالت به طول 14 كيلومتر.(مبلغ 45.000.000.000 ريال)
[ چهارشنبه سی ام آذر 1390 ] [ 12:48 ] [ قدوس ]
هنوز سرنوشت این بخش بزرگ و پر جمعیت در انتخابات مجلس مشخص نیست هر چند که این بخش چندی پیش رسماً حوزه شهرستان زابلی از توابع سراوان قرار گرفت و همه نهاد های و ادارات دولتی از سرباز به زابلی منتقل شدند ولی بخش آشار همچنان بر سر دو راهی سراوان و سرباز مانده است و خبر می رسد که در انتخابات مجلس جز سرباز که خود با شهرستان نیکشهر مستقل خواهد شد قرار می گیرد از منابع دیگر نیز خبر می رسد که آشار و سرباز همچون دوره پیش زیر نظر ایرانشهر قرار خواهند گرفت گرچه مدت زیادی برای انتخابات نمانده است ولی این بخش همچنان معلق مانده است و سرنوشتش همچون حوزه اش مشخص نیست و هر چند گاهی زیر نظر یکی از شهرستان ها قرار می گیرد از سراوان گرفته تا ایرانشهر و سرباز تا شهر جدید التاسیس زابلی یا همان مگس!!! واقعاً جای بسی سوال هست که چرا این بخش همچون شهر؟؟؟؟؟؟ که چندی پیش روستایی بیش نبود نمی تواند مستقل شود...امیدوارم مسولین زیربط بتوانند بخش آشار را از سر در گمی نجات بدهند هر چند که خود توانایی مستقل شدن دارد..
[ پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ] [ 15:24 ] [ قدوس ]
وقتي اين مطلب را مي نويسم ياد آگهي روزنامه جام جم در سال 82 مي افتم كه با تيتري تقريباً درشت در قسمت آگاهي ها در بخش مناقصات نوشته بود(( واگذاري اسناد مناقصه محور كافه بلوچي به ايرافشان به طول 35 كيلومتر )) محل واگذاري اسناد اداره كل راه و ترابري جنوب استان (ايرانشهر) و اما از آن مناقصه و آن خبر تقريباً 8 سال مي گذرد و سوالات زيادي اذهان عمومي را به جايي ديگر مي برد. يعني آن آگاهي روزنامه سوري بوده؟ چرا محور آشار به كافه بلوچي چندين سال طول كشيد ؟ چرا هر شركت راهسازي فقط چند كيلومتر كار مي كند ؟ چرا اداره راه ايرانشهر هر محور چند كيلومتري را به يك شركت واگذار مي كند؟ چرا شركت ها نمي توانند بيشتر از 10 كيلومتر در آن محور كار كنند؟و آن بودجه هنگفت اداره راه چي شد؟ يعني ان شركت ها در چه رتبه اي قرار دارند؟چرا وزارت نيرو ،شرکت آب منطقه ای استان سیستان و بلوچستان راه دسترسي به سد شهري كور (ايرافشان) را با آن سختي و عظمت و با چندين دهانه پل فقط در عرض يك سال تحويل داد؟ و هزاران سوال ديگر؟ فقط همان وزارت راه شايد بتواند به سوالات اين مردم پاسخ دهد هر نماينده و بخشدار كه به ايرافشان مي آيد قول صدرصد آسفالت شدن اين محور را در زمان مديريت خود مي دهد و اما هر يكي اين كرسي رياست را به يكي ديگر واگذار مي كند و از اتمام محور ايرافشان خبري نمي شود شايد در زمان مديريت آن كس 5 يا 6 كيلومتر بيشتر آسفالت نشود گرچه زماني كه اين مطلب را مي نويسم محور ايرافشان تا دو راهي سد يعني كمتر از 11كيلومتر بيشتر نمانده اما انتظارها به آخر رسيده هست و مردم ايرافشان ديگر اميدي به اين راه ندارند چون آسفالت آن هرگز به ايرافشان نخواهد رسيد يعني بايد محور 35 كيلومتري 8 سال طول بكشد تا 24 كيلومتر پيش برود.جاي بسي سوال هست كه چرا تحويل موقت محورهاي 50 كيلومتري و با آن همه دهانه و پل فقط در قراردادهاي اداره راه 2 سال باشد ؟ مشكل اصلي دست شركت هاي راهسازي نيست مشكل از اداره راه هست حتماً اداره راه هم مشكل را كمبود بودجه مي داند و ديگر فكرمان به جايي نمي رسد شايد بيشتر از 100 بار مديران و دست اندركاران بخش آشار و ايرافشان با مسئولين مكاتبه كردند و شايد هم آنجا رفته باشند اما اين راه شايد تا سال 95 طول بكشد.البته درآخرين بار كه ماشين آلات راهسازي شركت راهسازي صنعت بلوچ كه پيمانكار احداث راه سد شهري كور بودند و آن محور را به اتمام رسانده ودر آنجا ديده مي شدند 1 سال هست و ديگر خبري از آن ها نيست شايد هم اين محور 10 كيلومتري به شركت هاي راهسازي واگذار نشده باشد..........و ديگر !!!!!!!!!!!!! احداث و تكميل راه روستائي كافه بلوچي- ايرافشان به قرارداد شماره 19421 مورخ 29/11/83 تعداد دوازده دستگاه پل پايه سنگي – پنج كيلومتر خاكريزي و پخش تراكم دردو لايه و پنج كيلومتر آسفالت.( به مبلغ 3.700.000.000 ريال) [ پنجشنبه چهارم فروردین 1390 ] [ 16:7 ] [ قدوس ]
در گذشته اي نه چندان دور مركبات ايرافشان در منطقه سرباز حرف اول رامي زد و نقل محافل بازاريان و ميوه فروشان و مصرف كنندگان در فصل برداشت آن بود آنان بدون هيچ بازديدي از طعم و شكل ميوه آن را خريداري مي كردند و به قول قديمي ها اين بادمجان بم بود كه آفت نداشت... و اما آلان از آن باغ هاي سرسبز سيب ،انار ،انگور ،پرتغال ايرافشان خبري نيست و آن باغ هاي سرسبز به زمين هاي خشك تبديل شده اند گرچه آب ايرافشان در 8 سال خشكسالي اندكي از قبل كمتر شد و اما اين كشاورزان بودند كه ديگر دل به كار كشاورزي نمي دادند آنان از وضعيت بازار فروش محصول چندان رضايتي نداشتند زيرا سود فروش محصول به جيب واسطه ها مي رفت و حال همان بلا سر محصول خرماي ايرافشان دارد تكرار مي شود اندك كسي هست كه از سر ناچاري مشغول كا خرما باشد زيرا سود فروش در جيب واسطه ها و سردخانه داران شهرستان سراوان ميرود آنان در فصل برداشت محصول در آنجا براي خود بازارهاي سياه به را مي اندازد و هركسي چند ريال بيشتر از ديگر سر كشاورز بدبخت راه كلاه مي گذارد و كشاورزان هم بر سر ناچاري و از ترس بر سر دست ماندن و از بين رفتن محصول به آن چوب حراج مي زنند و يا به عبارتي ديگر با واسطه ها كنار مي آيند و اندر حكايت محصول خرماي ايرافشان در فصل برداشت شنيدني هست كاش فكري به حال كشاورزان شود
[ شنبه هجدهم دی 1389 ] [ 20:23 ] [ قدوس ]
شهرستان كنوني سراوان يا همان (شستون) قديم كه چندين سال دهستانهاي آشار و ايرافشان تابع آن شهرستان بودند و چون حاكميت در قديم حرف اول را مي زد دولت شاهنشاهي قدرت را به دست آنان داده بود و اصليت حاكمان به آشار و ايرافشان و طايفه باركزايي بر مي گشت و اصالتان خود را مربوط به آنجا مي دانستند آشار و ايرافشان را نيز تابع خود ،يعني همان سراوان يا شستون قديم كردند و بعدها آنان و شكل گرفتن انقلاب اسلامي سرباز، آشار و ایرکشان (ایرفشان) به شهرستان "ایرانشهر" ملحق گردیدند که بعدها "سرباز" مستقلا "شهرستان سرباز" شد و دهستانهاي آشار و ايرافشان نيز به اين شهرستان مستقل شد ه واگذار شده بودند البته حالا "مگس" به شهرستان زابلی ارتقاع یافته و آشار و ايرافشان نيز اركان اصلي تبديل شدن زابلي به شهرستان بودند كه حال بخش آشار-ايرافشان يكي از بخش هاي مهم اين شهرستان به شمار ميرود "سب و سوران" نیز شهرستان شده است. شهرهای "جالک" (جالق)، "گشت" و "سیرکان" (بم پشت و نواحی)، و حومه شهر و بازار شستون، سرجو، بکشان، هوشک، دزک، مناطق جهلاد و دهوار و ... هنوز هم از شهرهای توابع "شهرستان سراوان" هستند. با توجه به نکات فوق، مردم این دیار به درستی بر این باور است که نام "شهر" کنونی "سراوان" تا سال 1307 "شستون" بوده: و قبل از آن ناحیه ای به نام "شهرستان سراوان" وجود نداشته است. حال این که نام این منطقه بیش از82 سال است که "شهرستان سراوان" نامیده می شود، موضوع دیگری است و به نظر بنده، بدون هیچگونه تعصبی، حتی هیچ اشکال و حرجی هم وارد نیست. بگذار "شهرستان سراوان" هم نام تمام منطقه باشد، ولی بخواهیم یا نخواهیم، نام قدیمی آنچه اکنون "شهر سراوان" نامیده می شود، "شستون" بوده است. صرف نظر از گذر زمان، ما نبایستی اسامی باستانی اماکن را به بوته فراموشی بسپاریم. اینکه امروزه، ما سراوان، ایرانشهر، زاهدان، خاش، چابهار،سرباز، زابلی، قصر قند، جالق و ... داریم، به جای خود، ولی خودآگاهی و دانش به اسامی قدیمی آنها مثل شستون، دزک، پهره، دزاپ، واش (خواش)،چهبار،مگس، گنداوگ، جالک و ... نیز ضروری است؛ و البته لزوما ربطی به دیدگاههای سیاسی نیز نداشته باشد. در پایان، من نیز شعر زیبای "فوجئ سراوان چندتگ ... آ دزکئ گنجئین دران" را شنیده و حماسه میر کمبر را ارج می نهم. با این وجود، درست است که حماسه میرکمبر مربوط به سده های پیش است، ولی نمی توان به خاطر این شعر نام آن منطقه را "سراوان" نامید. من در مورد تاریخ دقیق سرودن شعر میر کمبر مطمئن نیستم. به احتمال قریب به یقین، شعر مزبور در طی این 82 سال اخیر سروده شده یا تنظیم شده است. لذا این شعر نمی تواند در این مورد مبنا و مدرکی باشد. شاید آنچه اکنون از نام "شستون" به جا مانده، نوع تحریف شده و اشتباهی به نام "شستان" یا "شهستان" بعنوان بخشی از "نام خانوادگی" بعضی از سکنه شهر و "حوزه یک" سراوان در شناسنامه های رسمی مردم است که ماموران غیر محلی "ثبت احوال" زینت بخش "سجلات" مردم این منطقه کرده اند. بقول دوستی شوخ طبع، شاید ماموران و باسوادان غیر بلوچ بر این گمان بوده اند که "شستان" تلفظ اصلی "شستون" بوده، همانگونه که کرمان یا تهران، تلفظ اصلی "کرمون" یا "تهرون" است! بلوچی مئی نام و نشان انت [ سه شنبه شانزدهم آذر 1389 ] [ 18:16 ] [ قدوس ]
[ دوشنبه هشتم آذر 1389 ] [ 17:15 ] [ قدوس ]
این شهرستان یکی از پر جمعیت ترین شهرستان های استان سیستان و بلو چستان هست و با کشور پاکستان مرزی مشترک دارد.در قدیم بزرگترین افراد نام اور بلوچستان در این شهرستان زندگی می کردند آنان برای خود در دوران شاهنشاهی آوازه ای بلند داشتند و ماموران شاهنشاهی برای جویا شدن حال آنان و دادن نامه های محرمانه هزاران کیلومتر راه می آمدند و آن شهر طوری بود که در پیروزی انقلاب اسلامی نقش مهمی داشت و هزاران شهید از این مرز و دیار تقدیم انقلاب کردند و سرانی بزرگ در علم و دین چون مولانا محمد عمر (ره) سربازی و مولانا عبدالعزیز ملازهی (ره) در این شهرستان سکونت داشتند.نادر شاه در کتاب خاطرات جنگی خود می نویسد که جنگجویانی دلیر و نترس چون آنان در هیچ کجا ندیده بودم آنان طوری لشکر من را به فرار وادار کرده بودند که مجبور شدم با آنان کنار بیایم و غنیمت جنگی به آنان بدهم و از تقاضای کمک برای کشور گشایی دولت هندوستان بکنم آنان جنگی بر راه انداختند من که چندین سال کشور گشایی می کردم ُدلیر مردانی چون آنان ندیدم و به گفته بزرگان سرباز چون در این دیار افراد بزرگ یعنی طایفه و اصل و نسب دار زیاد بوده به اسم سر باز نامگذاری شده سر یعنی( افراد بزرگ و طایف دار یعنی به زبان بلوچی سرین مردم ) و باز ( که همان زیاد هست به زبان بلوچی )و از قدیم افراد فراری یا همان میار در این دیار پیش این افراد زیاد بود در این شهرستان نخل های سبز و کو ههای سربه فلک کشیده زیاد دیده می شود و مهد میوه های گرمسیری چون موز و انبه است و رود سرباز در این شهرستان چهار فصل سال پر آب است ودر مسیر شهرستان چابهار قرار دارد [ شنبه ششم آذر 1389 ] [ 16:11 ] [ قدوس ]
با راه اندازی بازارچه مرزی ایرافشان مشکل ورود غیر قانونی کالا به این استان استان و شهرستان حل می شود و نقش به سزایی در رونق اقتصادی این شهرستان و ایجاد اشتغال و کسب در امد مستقیم و غیر مستقیم برای مردمان این دیار دارد از دیرباز ایرافشان محور گسترس تبادل کالا بود البته به صورت غیر قانونی و مبادله ای. ایرافشان مرزی مشترک با کشور پاکستان داشت که به شهرهای مرزی مهم پاکستان یعنی پنجگور و مند و بلو راه دارد این دهستان با امدن انقلاب شکل تازه ای به خود گرفت و تقریبا به شکل یک دهستان واقعی در آمد مردم ایرافشان سهم بسزایی در رونق این دهستان داشتند با را ه اندازی بازارچه مرزی هم ورود غیر قانونی کالا از این مرز به کشور گرفته می شود و هم در توسعه تجارت و صادرات و واردات زمینی استان نقش بسزایی دارد
[ چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389 ] [ 20:14 ] [ قدوس ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||